Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

به زمین نبستهام دل به هوای آسمانش

به زمین نبستهام دل به هوای آسمانش by سید مجید بنی فاطمه on Rawda.

Artist: سید مجید بنی فاطمه

Language: fr

Plays: 129474

More from سید مجید بنی فاطمه

  • زينب زينب
  • حتما خبری هست درِ خانهٔ سلطان in Latmiyat
  • ای سروسرورم علی in Latmiyat
  • اصحاب الحسین... in Latmiyat
  • مادر خدا آفرید برای تو بهشتو in Latmiyat
  • طرفدار علی in Latmiyat

Single

به زمین نبستهام دل به هوای آسمانش

سید مجید بنی فاطمه•18:16

#Titleschedule

Explore this track

Imam AliLatmiya

Lyrics

به زمین نبسته‌ام دل، به هوای آسمانش

زده‌ام گره دلم را، به پَر کبوترانش

شده‌ام اسیر لطفش، شده‌ام گدای نانش

همه عمر بَر ندارم، سرِ خود از آستانش

که فقط سپرده‌ام دل، به علی و خاندانش

Show full lyrics

به ورای عرش رفتم، که بسازد آشیانه

لبِ آسمان هفتم، شده غرقِ در ترانه

مَلَکی به گرد پایش، نفَسی رسیده یا نه؟

به‌جز از خدا نبوده، بخدا در آن میانه

نگران جبرئیلم که شکسته نردبانش

چه کسی دوباره نان را به فقیر می‌رساند؟

جریان چشمه‌ها را به کویر می‌رساند؟

خبر جناب خُم را به غدیر می‌رساند؟

چه کسی سلام ما را به امیر می‌رساند؟

خبر شکسته‌جامی که به لب رسیده جانش

به جنون کشانده ساقی دل مبتلای ما را

متحیّرم چه نامم بشرِ خدانما را

بگذار تا بخوانم نغماتی آشنا را

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

که قبیله‌ی قلم‌ها شده قاصر از بیانش

شده لطف بی‌دریغش، همه‌عمر شامل من

بخدا نشسته یادش همه‌شب مقابل من

احدی خبر ندارد که چه کرده با دل من

به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست بنما سرِ سفره میهمانش

خبر صحیح مُسلم شده صادر از بخاری

که علی‌ست اصل ثابت، که علی‌ست فیض جاری

که علی‌ست جان احمد، که علی‌ست نور باری

که علی‌ست خشم ایزد، که به تیغ ذوالفقاری

زده ریشه‌ی ستم را به دو دست پُرتوانش

نشنیده‌اند آیا که خدای حیّ سَرمد

شب و روز می‌فرستد صلوات بَر محمد

و به این دلیل روشن که علی‌ست جان احمد

رسد آدمی به جایی که به‌جز علی نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان لامکانش

نه به من که مست اویم، مِی بی‌حساب داده

به تمام عاشقانش، قدَحی شراب داده

نه از این مِی مجازی، که از آفتاب داده

ز کدام باده ساقی به منِ خراب داده؟

که هنوز هیچ مستی ننموده امتحانش

همه‌شب در این امیدم، درِ دوست باز باشد

که به شب خیال رویَش خوش و دل‌نواز باشد

غزل از علی سرودن، چه کم از نماز باشد؟

شب شاعران بی‌دل چه شبی دراز باشد

شب بی‌ستاره‌ای که فقط اوست در میانش

به طواف کعبه هر کس که به دیده‌ی تَر آید

همه هست آرزویش که علی ز در درآید

نظری اگر نماید، شب بی‌کسی سرآید

خودِ کعبه نیز باید به طواف حیدر آید

به فدای آن امیری که خداست مدح‌خوانش

*****

رسیدی از ورای آسمان شب را سحر کردی

قدم بَر خاک تا بگذاشتی، آن را گُهر کردی

به دنیا آمدی اوّل گداها را خبر کردی

قدومت را بنازم ای که مولا را پدر کردی

چگونه مدح تو گویم؟، فراتر از سخن باشی

به این حُسنی که می‌بینی، باید هم حَسن باشی

به تصویر خیال من همیشه غرقِ لبخندی

تویی که میزبان میهمانان خداوندی

خدا که نیستی امّا شبیهَش بی‌همانندی

برای فاطمه آمد چه فرزندی چه فرزندی

دلِ بی‌طاقت ما از سرِ بام تو می‌آید

همیشه بعدِ نام فاطمه نام تو می‌آید

چه ترسم از گرفتاری که ایمانم حسن باشد

که هستم ریزه‌خوار و برکت نانم حسن باشد

جُزامی فخر بفروشد که مهمانم حسن باشد

نه تنها ما پیمبر بَر لبش «جانم حسن» باشد

بگویم بی‌عدد هر وقت که زار و پریشانم

حسن‌جانم حسن‌جانم حسن‌جانم حسن‌جانم

ردیف آورده‌ام در وصف حُسن تو غزل‌ها را

شنیدم از کرامت‌های تو ضربُ المثَل‌ها را

به عمرت فتنه‌ها دیدی و طی کردی جمل‌ها را

بگیرم از خودت تفسیر احلی مِن عسل‌ها را

به غیر از قاسم تو مرگ در کام که شیرین است؟

حسین ابنِ علی تنها سرَش پیشِ تو پایین است

نفهمیده کسی قبل از تو معنای کرامت را

تویی آن‌کس که بُردی از علی ارث امامت را

و من در بند بند صلح تو دیدم شهامت را

تو دنیا را به ما دادی، محبّت کن قیامت را

ز صلح توست آقاجان اگر نامی ز دین باشد

تو که سربند القابت «مُعِزُّ المؤمنین» باشد

چگونه شکر گویم سایه‌ای که بَر سرَم داری؟!

فقط بَر دوستانَت نه، به دشمن هم کرَم داری

کسی که گفته بَر تو ناسزا را محترم داری

تو که انقدر آقایی، بگو آیا حرَم داری؟

زمین مادری‌تان عاقبت آزاد خواهد شد

بقیع آن روز با نام شما آباد خواهد شد

نمی‌ترسیم ما از ظلم‌ها و بی‌وجودی‌ها

که در تاریخ مانده بَر تن شیعه کبودی‌ها

نمی‌ترسیم از دندان خون‌خوار یهودی‌ها

زمانی می‌رسد که نامی از صهیون نخواهد ماند

میان ما و او حرفی به غیر از خون نخواهد ماند

*****

(در قیامت که همه گریانَند

اشک‌ریزان حسن خندانَند)

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play