Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

من به در کوبیده ام تا اینکه در را وا کنی

من به در کوبیده ام تا اینکه در را وا کنی by امین قدیم on Rawda.

Artist: امین قدیم

Language: fr

Plays: 44523

More from امین قدیم

  • کدامین ماه بین من و ابر پا درمیانی کرد in Latmiyat
  • همه جای بدنم زخمه، دهنم زخمه in Latmiyat
  • این همه از غصه برات مُردم in Latmiyat
  • به جز این پناهِ روضه که نمانده است جایی in Latmiyat
  • مذهب جعفری و مکتب احمد دارم in Latmiyat
  • صدای گریه شبیه صدای باران است in Latmiyat

Single

من به در کوبیده ام تا اینکه در را وا کنی

امین قدیم•13:31

#Titleschedule

Lyrics

من به در کوبیده‌ام تا اینکه در را وا کنی

پشت در هم می‌کنم صرفا تقاضایِ خودم

من اگر گریه برایت نکنم می‌میرم

یادی از صحن و سرایت نکنم می‌میرم

تو رو ازم حرمله گرفت دل‌خوشی به مادر نیومده

ببخش اگه مادرش از پس تشنگی‌ تو برنیومده

سه شعبه دندونه‌دار و دندونات هنوز درنیومده

Show full lyrics

غم تو تشت و جگر نیست غمت مادر شد

روضه‌ی اصلیِ تو زوضه‌ی پشت در شد

خواست تا ضربه به محسن نخورد امّا خورد

احساس د ر وسط شعله نشان داد چرا مادر شد

وضع که به هم ریخت علی را بردند

فاطمه خورد زمین چشم علی هم تر شد

کار پیچید به هم فضّه به امداد رسید

محرم فاطمه آن خادمه‌ی نوکر شد

فضّه را خواست که پای علی آنجا نرسد

نگران علی و داغ دل شوهر شد

غصّه‌ی بعدی تو کوچه‌ی باریکی بود

که گذر کردن از آن باعث دردسر شد

کادوی روز عروسی علی را گم کرد

کادوی روز عروسی علی پرپر شد

گوشواره وسط کوچه و تو سرگردان

دست سنگین عدو بود برایش شر شد

هرچه بر فاطمه گشت رقیه بچشید

سیلی دشمن اگر ارثیه‌ی دختر شد

نمیگم مفصّل شد اون کوچه یک لحظه مقتل

گرفت راهمونو سرم مادرم داد زد اوّل

اهانت به من کرد جسارت به من کرد

جلو چشمای من روی مادرم دست بلند کرد

مادر زمین خورد حسن مُرد، حسن مُرد

می‌میرم به زودی حسین خوش به حالت نبودی

چنان زد که دیگه نمیره دیگه جای اون کبودی

نشست و نشستم، شکست و شکستم

تا اونجور نلرزم باید چشمامو می‌بستم

دلم خونِ از بس بذارید بگم اینو هم پس

یه روزم بلند شد به روی رقیّه همین پست

شبا سرد و تنهاس نه بابا نه عبّاس

رسید زجر نامرد باهاش حرف زد هرجور دلش خواست

زجر بی هوا زد با پا زد

ای با غریبه‌های جهان آشنا حسین

ای عهده‌دار مردم بی دست و پا حسین

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play