Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را by حسین طاهری on Rawda.

Artist: حسین طاهری

Language: fr

Plays: 71890

More from حسین طاهری

  • حرم حرم
  • وقال لي شيخي
  • ماه من علی3
  • مَعَ الْحُسِین إلَی المَهْدي
  • وعده مؤمنین کربلا
  • نه فقط شنبه ها

Single

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را

حسین طاهری•7:50

#Titleschedule

Explore this track

Imam JawadLatmiya

Lyrics

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را

خواندیم بعد از ربّنا باب الحوائج را

روزیِ ما کرده خدا باب الحوائج را

از ما نگیرد کاش "یا باب الحوائج" را

هرکس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد

کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد

Show full lyrics

یادش بخیر آن روزها که مادر خانه

گه گاه می‌زد پرچمی را سر در خانه

پُر می‌شد از همسایه‌ها، دور و بر خانه

یک سفره نذری، قدر وُسع شوهر خانه

مادر پدرهامان همین که کم می‌آوردند

یک سفرۀ موسی بن جعفر نذر می‌کردند

عصر سه شنبه خانۀ ما رو به را میشد

یک سفره می‌افتاد و دردِ ما دوا میشد

با اشک وقتی چشم مادر آشنا میشد

آجیل‌های سفره هم مُشکل‌گشا میشد

آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود

نان و پنیر سفرۀ موسی بن جعفر بود

گاهی میان روضۀ ما شور می‌آمد

پیرِ زنی از راه خیلی دور می‌آمد

با دختری از هر دو چشمش کور می‌آمد

بهر شفای کودکِ منظور می‌آمد

یک بار در بین دعا مابین آمینم

برخاست از جا گفت: دارم خوب می‌بینم

آنکه توسل یاد چشمم داد مادر بود

آنکه میان روضه می‌زد داد مادر بود

آنکه کنار سفره می‌افتاد مادر بود

گریه کن زندانیِ بغداد مادر بود

حتی نفس در سینۀ او گیر می‌افتاد

هر بار که یاد غل و زنجیر می‌افتاد

می‌گفت چیزی بر لبش جز جان نیامد آه

در خلوت او غیر زندانبان نیامد آه

این بار یوسف زنده از زندان نیامد آه

پیراهنش هم جانب کنعان نیامد آه

از آه او در خانۀ زنجیر شیون ماند

بر روی آهن تا همیشه ردّ گردن ماند

این اتفاق انگار که بسیار می‌افتاد

نه نیمۀ شب، موقع افطار می‌افتاد

هر شب به جانش دست بدکردار می‌افتاد

آنقدر می‌زد دست او از کار می‌افتاد

وقتی که فرقی بینشان در چشم دشمن نیست

صد شکر که مرد است زیر دست و پا، زن نیست

شاعر: محسن عرب خالقی

***

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play