Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

دوباره عشق ، دوباره حکایتی دیگر

دوباره عشق ، دوباره حکایتی دیگر by محمود كريمي on Rawda.

Artist: محمود كريمي

Language: fr

Plays: 55442

More from محمود كريمي

  • هو الليث
  • أيها الساقي
  • والشمس وضحاها
  • بی لب تو آب، سراب عظیم in Latmiyat
  • من عمق زخمت را ندیدم؛ مطمئن باش in Latmiyat
  • سنگ تمام در همهعالم گذاشته in Celebrations

Single

دوباره عشق ، دوباره حکایتی دیگر

محمود كريمي•20:21

#Titleschedule

Lyrics

دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر

دوباره شور دوباره قیامتی دیگر

دوباره نغمه‌یِ داوود میرسد امشب

دوباره زَمزَمه‌یِ رود میرسد امشب

دوباره از جگرِ کوه چشمه می‌جوشد

زِ کوچه‌هایِ مدینه کِرِشمه می‌جوشد

Show full lyrics

عصا به سینه‌ی دریا کشیده راهی را

زِ شوق حضرت موسیٰ دویده راهی را

مسیح آمده تا خانه‌ی مسیحایَش

کلیم سجده کند بر قدومِ لیلایَش

خریده نوح به جانش هزار طوفان را

مگر نگاه کُنَد پیرِ مِی فروشان را

دوباره نوبتِ جام و سبو و ساغر شد

برای آمدنش انتظارها سر شد

شب است و خانه‌ی زهرا عجب تماشایی است

زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است

از آسمان به زمین آفتاب آمده است

علیِ سوم ِعالی جناب آمده است

اگر‌چه طفل ولی نه، پیرِ هر مست است

قسم به حضرت مولا، امیرِ هر مست است

رسیده آینه دارِ امام عاشورا

رسیده حُسنِ خِتامِ قیامِ عاشورا

اگرچه غُنچه‌ی پیچیده در قُمات است این

به لعلِ کوچکِ خود چشمه‌یِ حیات است این

دو طاق حُسن دو اَبرو، دو تیغ آورده

برای بوسه‌یِ بابا، عقیق آورده

برایِ حضرتِ ارباب، دلبری دیگر

برای قافله سالار، حیدری دیگر

فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست

قسم به او که علمدارِ کوچکِ باباست

گشود گیسوی او را جهان پُر از دِل کرد

کتابِ کربُبلا را حسین کامل کرد

به رویِ دوشِ عمو همچو آبشار علیست

رسیده است بگوید که ذوالفقارِ علیست

تبسمی زد و تا کبریا به وَجد آمد

از آن دو چشمِ خدایی، خدا به وَجد آمد

عجب شبی است که رویِ علیست مهتابَش

رُباب گرمِ نگاهش، رقیه بی تابش

هزار مرتبه عباس، عزیز جان میگفت

شبی که اکبرِ لیلا، براش اذان میگفت

فرشته بال به طاقِ دو اَبرویَش میزد

گلابِ یاسِ بهشتی، به گیسویَش میزد

به پیشِ دیده‌یِ زینب، حسین زینب وار

گرفت بوسه زِ لبهایِ او هزاران بار

نگاه کرد به چشمش، دلش هوایی شد

هوای خانه‌ی ارباب، کربلایی شد

دلش حسینیه بود و سَیَنجَلی میگفت

نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی میگفت

بهانه کرد دلش، داغ آبها را باز

به چشمهای علی دید کربلا را باز

اگرچه تشنه، ولیکن زبان ندارد حیف

به رویِ دست عزیزش، توان ندارد حیف

کنارِ خیمه رباب است و چشم در راه است

تمامِ هستی مادر شبیه یک آه است

به روی دست پدر بود و بال و پَر میزد

لبان تاوَلی اش شعله بر جگر میزد

سرت به نیزه که دیدم به خویش گفتم اگر

اسیر در غل و زنجیر بود بهتر بود

برای اینکه سرت بر زمین نیفتد نی

به تاب زلف تو درگیر بود بهتر بود

تمام حنجرت از تیر رشته رشته شده

به دست حرمله شمشیر بود بهتر بود

گلوی نازک تو جا برای نیزه نداشت

به جای نیزه اگر تیر بود بهتر بود

علی علی علی علی...

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play