Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

ما قطره و تو دریا

ما قطره و تو دریا by سید مهدی میرداماد on Rawda.

Artist: سید مهدی میرداماد

Language: fr

Plays: 11959

More from سید مهدی میرداماد

  • وا حسينا
  • نحن ابناء البتول عن خطاها لن نزول in Latmiyat
  • لست أدري خبر المسمار in Latmiyat
  • السلام علی الساقی العطشا قمر اومده از راه بیاید تماشا in Celebrations
  • یک سال و نیم از غمت داره میگذره in Latmiyat
  • علی عشقمه، یارمه، كارمه، همه دار د و ندارمه in Latmiyat

Single

ما قطره و تو دریا

سید مهدی میرداماد•11:34

#Titleschedule

Explore this track

Imam HussainAli al-AsgharMuharramLatmiya

Lyrics

ماقطره و تو دریا، یاساقی العطاشا

درمون کل دردا، یاساقی العطاشا

یاکاشف الکروبم

توباشی خوبه خوبم

میگم دمه غروبم

میگم دمه سحرها

Show full lyrics

یا ساقی العطاشا

یاساقی العطاشا

غم از دل مابردار،دعای هرگرفتار

دخیل ای علمدار، منونیگا کن آقا

وقتی نمونده راهی

فقط توتکیه‌گاهی

پناه بی‌پناهی

امیده ناامیدا

یاساقی العطاشا

یاساقی العطاشا

خالیه دست وبالم

آقا خرابه حالم

ای دستگیرعالم

ای مهربون دنیا

***

گرفته است دل عفو

ندارد نمی از صف

دلش خون شده از غصه‌ی آن قوم

که بودند همه تشنه لب آب

همه تشنه وبی تاب

ربوده عطش از چشم همه خواب

همه در طلب جرعه‌ای از آب

همان گوهرنایاب دویدند

چوازخیمه ی غربت زده بیرون

شده تیره به چشم همه گردون

صدا زد وسط آن همه طفلی

بلا دیده ومحزون

کسی آب ندارد،علی تاب ندارد(2)

کسی آب میان همه اصحاب ندارد

به این غنچه امید دگری نیست

از این شاخه‌ی پژمرده امید ثمر‌ی نیست

برای عطشش آب نمی، مختصری نیست

به رویش دگر از نا، اثری نیست

شده چشمه‌ی چشمم زعطش خشک

اگرچشم تری نیست

کسی آب ندارد

علی تاب ندارد

عمو کو؟به ساقی برسانید

سبو کو؟به ساقی برسانید

بپرسید از او آب بگو کو؟

بگویید عطش را همه جان برد

همه باغ از این فاجعه افسرد

از این غنچه که پژمرد، علی مرد

دل عرشی عباس تکان خورد

دگرصبرنشاید

گرفته که بایدبزنم بردل دریا

کنم آب مهیا

نمانده‌ست مرا تاب مدارا

که کنم تشنگییه اهل خیام توتماشا

بده اذن به من حضرت مولا

اباالفضل گرفت اذنو

چنان شیر رها در شب نخجیر

چنان شیر که دارد به کفش قبضه‌ی شمشیر

به لب نغمه‌ی تکبیر

علمدارکشید ازته دل نعره‌ی یاحیدرکرار

رسانیدخودش را به لب آب

چنان سرو، که برجانب جوبار

سپس مشک خودازآب به پاکرد

از آن گوهربسیار

چه می‌خواست؟

که آن آیینه رخسار

جهانگیر و جهاندار

کندعزم به رفتن به سوی خیمه‌ی دلدار

گرفتندمیانش همه‌ی ددمنشان درصف انکار

چنان نقطه که درمرکزپرگار

یل ام بنین یک طرفو

یک طرفش خط، به پیکارگرفتار

ازاین غصه وافکارکه اینک حرم یار

نمی آب ندارد، علی خواب ندارد

****

من غم ومهرحسین ازشیر مادر گرفتم

روزاول کاآمدم، دستورتاآخرگرفتم

برمشام جان زدم عطرازعطرحسین

سبقت ازعودوگلاب ونافه عنبرگرفت

برمشامم می رسدهرلحظه بوی کربلا

بردلم ترسم بماندآرزوی کربلا

تشنه‌ی آب فراتم ای اجل مهلت بده

تابگیرم دربغل قبرشهیدکربلا

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play