Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

بنويسيد مرا بندهى سلطان نجف

بنويسيد مرا بندهى سلطان نجف by محمود كريمي on Rawda.

Artist: محمود كريمي

Language: fr

Plays: 42210

More from محمود كريمي

  • هو الليث
  • أيها الساقي
  • والشمس وضحاها
  • بی لب تو آب، سراب عظیم in Latmiyat
  • من عمق زخمت را ندیدم؛ مطمئن باش in Latmiyat
  • سنگ تمام در همهعالم گذاشته in Celebrations

Single

بنويسيد مرا بندهى سلطان نجف

محمود كريمي•18:43

#Titleschedule

Lyrics

بنويسيد مرا بنده‌ى سلطان نجف

بنويسيد كه عالم همه قربان نجف

ما غباريمغبارى زِ خيابان نجف

بنويسيد على را گُلِ گلدان نجف

وسط عرش بُوَد تختِ سليمانِ نجف

***

Show full lyrics

آنكه بر خاك ، حياتِ دو جهان داد ، كه هست؟

آنكه بر مُرده زبان داد ، توان داد كه هست؟

آنكه در كعبه خودش اِذنِ اذان داد كه هست؟

تَرَك كعبه به ما نيز نشان داد كه هست

كعبه با آن عظمت دست به دامان نجف

***

حق بده ! ديدن اين صحن تماشا دارد

حرمش هم به خدا هيبتِ او را دارد

نه حرم بلكه على عرشِ معلى دارد

و اگر كعبه دَرَد سينه‌ى خود ،جا دارد

سرِ ما ذبح كنيد بر سرِ ايوان نجف

***

زِ قدومش همه‌ى راه به هم مى‌ريزد

دلِ عشاق به ناگاه به هم مى‌ريزد

تا ببيند رُخ او ماه ، به هم مى‌ريزد

گر على گريه كُنَد ، چاه به هم مى‌ريزد

جانِ عالم به فداى شه مردان نجف

***

من على را به خدا رازِ خدا ميدانم

ولى‌الله شده منصبِ آقاجانم

ها على و بشر و كيف بشر ميخوانم

به هواى حرمش ابرِ پُر از بارانم

بنويسيد مرا بى سر و سامانِ نجف

***

خلقت هر دوجهان گوشه‌اى از تلميحَش

از كران تا به كران دانه‌اى از تسبيحَش

فتح خيبر كه نشد معجزهشد تفريحش

و نشد غيرِ على كَس به على تشبيهش

بنويسيد على بانىِ ايمان نجف

***

جلوه‌ى ديگرى از جلوه‌ى مولا زهراست

روى پيشانى او نقش فقط يا زهراست

به دلم غم نرود تا كه دلم با زهراست

نهراسم به خدا روز جزا تا زهراست

غيرِ زهرا نبُوَد همدم جانانِ نجف

***

تا كه در معركه شمشير به دستش اُفتاد

دشمن از ترس دگر اسم خودش بُرد زِ ياد

دامنش خيس شد و آبرويش رفت به باد

چاره ای نیست به جز گفتن دادِ بى داد

چه شكوهيست در اين هيبت طوفان نجف

***

تو بر اين سلسله‌ها حق خلافت دارى

نه فقط شيعه به دنيا تو ولايت دارى

كه در عُقبى تو فقط حُكمِ حكومت دارى

به غلامانِ خودت نيز عنايت دارى

بطلب اين همه سرمست به ايوان نجف

***

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play