Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_apphelp
Rawda
download_for_offlineDownload Appvolunteer_activismSupport
Rawda
homeHomeexploreExplorepodcastsLecturesmenu_bookQuranmosqueDuassearchSearchbookmarksLibrary
Your Library
get_appGet the apphelpHelp & support

Welcome back

Use your Rawda account or Google sign-in.

میرود سمت مسجد کوفه

میرود سمت مسجد کوفه by سید مهدی میرداماد on Rawda.

Artist: سید مهدی میرداماد

Language: fr

Plays: 32391

More from سید مهدی میرداماد

  • وا حسينا
  • نحن ابناء البتول عن خطاها لن نزول in Latmiyat
  • لست أدري خبر المسمار in Latmiyat
  • السلام علی الساقی العطشا قمر اومده از راه بیاید تماشا in Celebrations
  • یک سال و نیم از غمت داره میگذره in Latmiyat
  • علی عشقمه، یارمه، كارمه، همه دار د و ندارمه in Latmiyat

Single

میرود سمت مسجد کوفه

سید مهدی میرداماد•21:51

#Titleschedule

Explore this track

Imam AliMuharramLatmiya

Lyrics

می‌رود سمت مسجد کوفه

با دلی خسته از زمانه‌ی خود

خسته از کوفيان بی‌دردی

غرق اندوه بی‌کرانه‌ی خود

می‌رسد با دل پرآشوبش

مرد غربت، انيس سجاده

Show full lyrics

همدم چشم‌های بارانيش

می‌شود چشم خيس سجاده

گريه‌های شبانه‌‌ی او را

گونه‌‌ی خيس ماه می‌داند

شرح سی سال بی‌کسی‌اش را

دل بی‌تاب چاه می‌داند

می‌رود سمت مسجد کوفه

تا که با عشق بی‌حساب شود

می‌رود تا محاسن خورشيد

بين محراب خون، خَضاب شود

می‌رود تا که مستجاب شود

ندبه‌های شبانه‌اش حالا

می‌رود تا خدای خوبی‌ها

مرتضی را بگيرد از دنيا

بين محراب اشک و دل‌تنگی

موسم آخرين سجود آمد

ناگهان مثل صاعقه، تيغی

بر سر آسمان فرود آمد

سجده‌‌ی تيغ و ابروی خورشيد

باز شَقّ القمر شده انگار

بين محراب فرق کعبه شکافت

شب مولا سحر شده انگار

شوق پرواز، بال و پر می‌زد

در تپش‌های چشم کم‌سویی

آمد از آسمان به دنبالش

بی‌قرار شکسته پهلویی

درکنار غروب چشمانش

آه سعی طبيب بی‌معناست

سال‌ها بی‌قرار رفتن بود

بعد زهرا شکيب بی‌معناست

راویِ سال‌ها پريشانی‌ست

گيسويی که چنين سپيد شده‌ست

در دل کوچه‌های دلتنگی

سال‌ها پيش از اين شهيد شده‌ست

هرگز از ياد او نخواهد رفت

سوره‌‌ی کوثر و در و ديوار

آتش و تازيانه و سيلی

غنچه‌‌ی پَرپَر و در و ديوار

دست او بسته بود اما ديد

گل ياسش به يک اشاره شکست

در هجومی کبود و بی پروا

دست و پهلو و گوشواره شکست

**********

در کنار غروب چشمانش

آه، سعی طبیب بی‌معناست

سال‌ها بی‌قرار رفتن بود

بعد زهرا شکیب بی‌معناست

راویِ سال‌ها پریشانی‌ست

گیسویی که چنین سپید شده‌ست

Transcribed automatically; some words may be inaccurate.

Rawda for mobile

Open in Rawda

Hear the full recitation in the free, ad-free Rawda app.

30-second preview0:00 / 0:30
Download Rawda on the App StoreGet Rawda on Google Play